تبليغاتX
داریوش اقبالی
only Dariush
 

siavash_love1

 

با  سلام  خدمت همه ی  دوستان  عزیز  و  گرامی

برای  دستیابی به  کتاب ترانه های(شعر های) داریوش اقبالی با فرمت exe

بروی  لینک  زیر  کلیک  کنید   سپس     save    نمایید  :

http://saeidkhodaei.persiangig.com/document/Dariush.exe   

   دوستداران  داریوش  عزیز   حالشو   ببرن

تنظیم  کننده   :      سجاد  سی سختی             www.siavash_love1@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط سجاد سی سختی | 
 

 

siavash_love1

تو خراب من آلوده مشو
غم اين پيكر فرسوده مخور
قصه‌ام بشنو و از ياد ببر
بهر من غصه بيهوده مخور

تو سپيدي من سياهم خسته‌اي گم‌كرده راهم
تو به هرجا در پناهي من به دنيا بي‌پناهم
تو طلوع هر اميدي من غروبي نااميدم
تو سپيد و دل‌سياهي من سياه دل‌سپيدم


+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 5:7 قبل از ظهر  توسط سجاد سی سختی | 
  . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 4:12 قبل از ظهر  توسط سجاد سی سختی | 
بیوگرافی داریـــوش

--------------------------------------------------------------------------------

بدون شک داریوش پدیده‌ای درتاریخ موسیقی ایران است، ترانه‌های داریوش از خواسته‌ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته. داریوش افسانه است. او یکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره می‌درخشد. ترانه‌های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است، مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی. او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می‌پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است، احساسات ژرف و عمیق، از اینرو ترانه‌های داریوشدرقلب مردم جای دارد . داریوش در 15 بهمن سال 1329 خورشیدی درتهران بدنیا آمد. اوسالهای اولیه عمر خود را در میانه، کرج و کردستان سپری کرد. استعداد خدادادی او در 9 سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در 20 سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید « بمن نگو دوست دارم » درقلب مردم جای گرفت.اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود . داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه‌های او حاصل اشعار و موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتی عطایی، قنبری و بیات است. این موضوع سبب گشت تا ترانه‌های او در رابطه با عشق، صلح، آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه‌ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد . کارهای او شامل بیش از 200 ترانه در 25 آلبوم است. داریوش کنسرتهای بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون Notably Wembley (لندن)، Carnegie Hall (نیویورك)، Kennedy Center (واشنگتن دی‌سی)، Koncertos (استكهلم)، Greek Theater (لس آنجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجرا درآورده است . داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است، همچنین در دو فیلم سینمایی «یاران» و «فریاد زیرآب» نیز ایفای نقش نموده. ترانه‌ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست .
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه‌های او را پذیرفته است، در فستیوال موسیقی، فیلم ورسانه‌های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد .
+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 4:8 قبل از ظهر  توسط سجاد سی سختی | 
siavash_love1

براي گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمري و، نمانده عمري و صدها سخن به دل مانده
صدا، صدا كه مرهم فرياد بود زخم مرا
به پيش درد عزيز دلم خجل مانده
از دست عزيزان چه بگويم گله‌اي نيست
گرهم گله‌اي هست دگر حوصله‌اي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه، هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـله‌اي نيست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 3:47 قبل از ظهر  توسط سجاد سی سختی | 
  siavash_love1
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 3:17 قبل از ظهر  توسط سجاد سی سختی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آشنایی بیشتر با محبوب قلبها
" داریوش عزیز "
تنظیم کننده :
آقای سجاد سی سختی



چشم من بيا من رو ياري بكن
گونه‌هام خشكيده شد كاري بكن
غير گريه مگه كاري مي‌شه كرد
كاري از ما نمياد زاري بكن
اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

هرچي دريا رو زمين داره خدا
با تموم ابـــــــراي آسمونها
كاشكي ميداد همه رو به چشم من
تا چشم‌هام به حال من گريه كنن

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

قصه گذشته‌هاي خوب من
خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تا قيامت اشك حسرت ببارم

دل هيچكي مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا كه گريه دواي دردمه
چرا چشمم اشكش رو كم مياره

خورشيد روشن ما رو دزديدن
زير اون ابراي سنگين كشيدن
همه جا رنگ سياه ماتمه
فرصت موندنمون خيلي كمه

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد

سرنوشت چشم‌هاش كوره نمي‌بينه
زخم خنجرش مي‌مونه تو سينه
لب بسته سينه غرقه به خون
قصه موندن آدم همينــــــه

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه مي‌خواد




وقت آن شد که به زنجير تو ديوانه شويم
بند را برگسليم از همه بيگانه شويم

جان سپاريم دگر ننگ چنين جان نکشيم
خانه سوزيم و چو آتش سوي ميخانه شويم

سخن راست تو از مردم ديوانه شنو
تا نميريم مپندار که مردانه شويم



گر دريايي
ماهي درياي توام
ور صحرايي
آهوي صحراي توام

درمن نيـَم
بنده دم‌هاي توام

سرناي تو
سرناي تو
سرناي توام

نوشته های پیشین
آبان 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان